تبليغاتX
انديشه هاي پارسي
فرهنگي، هنري، تاريخي

جُغد (بوف، بوم)يا اَشوزوشت- عكس از: مسعود امين پور مجومردي   

 اَشوزوشت (Ašō.zušta) یا مُرغ بَهمَن نام جغد افسانه‌ای در اسطوره‌های ایرانی است. در اسطوره‌های ایرانی، اشوزوشت را اهورامزدا آفریده تا یاریگر نیروهای خوبی باشد. نام اشوزوشت در زبان اوستایی به معنی «دوست حق» است. اشو در زبان اوستایی به معنای حق و مقدس و واژهٔ زوشت به معنی (و هم‌ریشه با) دوست است. او را مرغ بهمن (وُهومَن) نیز می‌نامند.

    واژهٔ جغد از زبان سغدی وارد فارسی شده‌است و اصل سغدی آن چَغوت است. جُغد (بوف، بوم) نام پرنده‌ای شکاری است که دارای قدرت شنوایی و بینایی بسیار بالاییست. جغد از راسته بوف‌سانان است.

        چشم‌های جغد بسیار حساس است و حتی در نور خیلی کم می‌تواند ببیند. بعضی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که می‌توانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز می‌شکند و نوزاد به دنیا می‌آید.

   جغد پرنده‌ای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشم‌هایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد که گوش‌پر نامیده می‌شوند.

 

 

 

جُغد (بوف، بوم)يا اَشوزوشت- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

   دارای سر بزرگ، صورت پهن، چشم‌های بزرگ و متمایل به جلو که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر می‌سازد و دید دوچشمی را فراهم می‌کند، منقار قوی قلاب‌مانند و نیم‌پیدا و چنگال‌های تیز و نیرومند است. منقار قلاب‌شکل نیرومندش به همراه چنگال‌های قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار می‌رود.

   جغد نوکی کوچک و ظریف دارد. دور دهانش پرهای زبری هست که شبیه مو می‌باشد ولی مو نیست. پر و بال او صاف است و خیلی آرام پرواز می‌کند. نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد.

   رنگش معمولاً کرم قهوه‌ای است. در نوکش یک شکاف هست. تک‌زی‌اند و بیشترشان روی درخت زندگی می‌کنند. نر و ماده آنها همشکل است ولی ماده‌ها بزرگ‌ترند.

   جغدها همیشه طعمه خود را درسته می‌بلعند و پس از آن‌که بخش‌های گواردنی آن را گواردند بازمانده آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون می‌اندازند.

   جغد پرنده سودمندی است زیرا خوراکش انواع موش است و در شکاف‌های تنه درختان و آشیانه‌های متروک زاغان لانه میگذارد. جغدها معمولاً شب‌رو و پگاه‌رو هستند یعنی هنگام پگاه و شفق از لانه بیرون آمده و شکار می‌کنند.

 متن برگرفته از:  (دانشنامه آزاد ویکی پدیا)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:49  توسط مسعود امين پور مجومردي  | 

مردان بزرگ مانند عقاب هستند و آشیانه خود را روی قله بلند تنهائی می‌سازند

«آرتور شوپنهاور»

عقاب بلند آشيان- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

    اولين باري كه بي دفاعي يه عقاب رو از نزديك حس كردم، زماني بود كه مهدي صفاريان همكار سابقم يه جوجه عقاب رو  در دامنه كوه از نوجواني خريده بود و تصميم داشت از اون نگه داري كنه، اما به مجرد اينكه جوجه عقاب بيمار شد، اون رو به سازمان مربوطه تحويل داد تا از تلف شدن نجات پيدا كنه و از اين بابت نيز مورد قدرداني قرار گرفت!

    دومين بار هم، همين پرنده قفسي است كه نميدونم هنوز مي شه اون رو عقاب ناميد يا نه! در چشماش چي ديده مي شه؟!  مي دونم كه اگه در قفس نبود، نمي تونستم از اين فاصله كم، عكس پرتره بگيرم!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 0:0  توسط مسعود امين پور مجومردي  | 

 سفره هفت سين در پيشگاه فردوسي- عكس از: مسعود امين پور

سر سال نو هرمز و فرودين

بر آسوده از رنج تن دل ز كين

 به جمشيد بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

 بزرگان به شادي بياراستند

مي رود و رامشگران خواستند

 چنين جشن فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان يادگار

  ‹‹فردوسي توسي››

 

  عكس از مسعود امين پور بهین جشن نوروز، مهین یادگار نیاکان، بر ایرانیان شاد و همایون باد

  جشن نوروز

اورمزد و فروردين ماه/ 1 فروردين خورشيدي

     زمان، خود يك اسطوره است. ساخت و زيربناي بخش بندي زمان در مفهوم هاي نمادين جشن ها و روزهاي شاخص، بار اساطيري دارند. در سر همه اين بخش هاي زمان،  جشن نوروز است. جشن آغاز سال و تجديد زمان در دايره و مفهوم محدود مي باشد. هر گاه كه نوروز فرا مي رسد، جشن برگزاري نمادين تجديد حيات طبيعت و آفرينش است كه برگزار مي شود.

      در شاهنامه فردوسي بنياد نوروز را به جمشيد شاه پيشدادي نسبت مي دهند و حتي امروز اين جشن به نام نوروز جمشيدي معروف است. گويند به دوران جمشيد سرما و طوفان بزرگ ايرانويچ(ايران زمين) را فرا مي گيرد و در پايان سه سال در آغاز بهار، سرما و طوفان به پايان مي رسد و به شادي آن جشن بزرگي بر پا مي شود كه نوروز مي نامند!

    سال خورشيدي و عمل بدان در محاسبه زمان- جهت ثابت نگاه داشتن طول يك سال و قرار معين فصول، جهت آن بوده است كه يادمان هاي اساطيري و معتقدات ديني درست به هنگام معين خود برگزار شود. محاسبه زمان با نگاهداشت سال خورشيدي درست و اجراي بهيزك(كبيسه)، سبب مي شد كه آغاز بهار و فصول ديگر سيار نشود و جا به جا نگردد.

براي آگاهي بيشتر اينجا كليك كنيد

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 0:0  توسط مسعود امين پور مجومردي  | 

دروازه ملل در پارسه(تخت جمشيد)- عكس از: مسعود امين پور مجومردي

شب نوزدهم ارديبهشت ماه ۸۶خورشيدي در پارسه{تخت جمشيد} برنامه نور و صدا اجرا شد.

شب غريبي بود، همه مبهوت از شكوه ايران باستان!

در زمان اجراي برنامه، اغلب چشمها اشك آلود بود!

در پايان برنامه سرود ميهني اي ايران اي مرز پرگهر{سروده زنده ياد حسين گل گلاب} از بلندگوها در فضاي پارسه طنين افكنده بود و همه با افتخار ايستادند و با خواننده هم آوا شدند ولي افسوس كه حداكثر بيش ازچند بيتی از آغاز شعر را به خاطر نداشتند!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 23:53  توسط مسعود امين پور مجومردي  |