فرهنگي، هنري، تاريخي
|


شانزدهمين روز از بهمن ماه باستاني
10بهمن خورشيدي
سده واژه اي پارسي است. در پهلوي بايد به شكلي از اين اشكال: سَتْSAT، سَتَگْSATAG، سَذَكْSADHAG و يا سَذْ SADH بوده باشد. معمولا واژه هايي كه از پارسي ميانه به پارسي جديد درآمده و به هاي غيرملفوظ ختم مي شود، در اصل به حرف گ يا ك تمام مي شده و هم چنين حرف ت در پهلوي، در پارسي جديد به د تبديل مي شود و در پارسي ميانه و پارسي باستان و اوستا به هر حال واژه سَتَ SATA به معني سد، عدد سد مي باشد، چنانكه در پارسي نيز سَدَه به معني سد سال در برابر قرن به كار مي رود.
در دوراني ايرانيان سال را به دو فصل تقسيم مي كردندو تابستان بزرگ= هَمَه كه هفت ماه بود، از آغاز فروردين تا پايان مهرماه، و زمستان بزرگ= زَينَه كه از اول آبان ماه شروع و به پايان اسفندماه مي رسيد و بعضي پنجه را نيز در اين پنج ماه به شمار مي آوردند كه مجموعا يك سد و پنجاه روز مي شد.
گويند چون سد روز از زمستان بزرگ سپري مي شد(50شب و 50 روز مانده به جشن نوروز)، ايرانيان جشن سده را برپا مي كردند، چون برآن بودند كه اوج و شدت سرما سپري شده و اين پديده نابساماني و سكون كه از كردار اهريمن است، توان و نيرويش رو به زوال و كاستي است. پس همگان در دشت و صحرا گرد آمده و تلي بزرگ از خار و خس و خاشاك و هيزم فراهم آورده و با فرا رسيدن تاريكي شب، آتش مي افروختند و معتقد بودند كه اين جلوه گاه و فروغ اهورايي، بازمانده هاي سرما را نابود مي سازد. جشن سده از زمان هاي بسيار دور به يادگار مانده است و به روايتي جشن پيدايش آتش نيز به شمار مي رود(اشاره به داستان هوشنگ شاه/شاهنامه فردوسی)
مراسم سده، علاوه بر آتش افروزي هاي عظيم به مقياسي بسيار گسترده، با برپايي مجالس سور و سرور و ميهماني هاي بسيار مفصل بوده است. ايرانيان پس از مراسم آتش افروزي، بر سر خوان مي نشستند. نوشيدن، رقص، و موسيقي و آواز تا بامداد به طول مي انجاميد و به اميد آنكه تا جشن سال ديگر روشنايي و گرمي در دلهايشان باشد به خانه باز مي گشتند.
برگرفته از بخش نهم و دهم كتاب:
پژوهشي در گاه شماري و جشن هاي ايران باستان
پژوهش و نوشته: هاشم رضي- انتشارات بهجت
و تطبيق با مناسبت هاي بهمن ماه به نقل از سالنماي راستي
شاهنامه سروده استاد سخن پارسي فردوسي
(بخش مربوط به هوشنگ شاه پيشدادي)
جشن بهمنگان
روز وهمن از ماه بهمن دومين روز بهمن ماه باستاني/26دي خورشيدي
بهمن از واژه اوستايي وُهومَنَهVOHUMANA تركيبي مركب از دو جزء وُهوVOHUبه معني نيك و خوب- و مَنَهْ از ريشه مَنْ MAN به معني انديشيدن. پس وُهمَنْ كه در فارسي جديد بهمن شده به معني انديشه نيك است همچنين يكي از امشاسپندان نزديك به درگاه اهورامزدا مي باشد.
در جهان مينوي وُهمَنْ در هيات نيك منشي و خوب انديشي و خرد و دانايي خداوند و از صفات بارز اهورايي است. اما در جهان مادي و صورت زميني سرپرستي و نگاهباني انسان و ستور را به عهده دارد. يازدهمين ماه سال خورشيدي نيز به همين نام است و بنابر قاعده كلي تطبيق نام روز و ماه در اين روز جشن بهمنگان برگزار مي شد.
برخي از آداب و رسوم اين جشن:
پختن نوعي آش به نام آش بهمنگان موسوم به ديگ بَهْمَنْجَنَه بسيار رايج و معمول بوده است. در اين آش از هر نوع حبوبات و سبزي و گوشت كه موجود در آن فصل بوده ريخته و مي پختند(آش شلقلمكار) در هر خوراكي از گياه بهمن سرخ و بهمن سفيد استفاده مي كردند. اين گياه داراي خواص دارويي است و در روزگار باستان ايرانيان معتقد بودند كه خوردن آن به تقويت حافظه بسيار كمك مي كند. يكي از رسوم نيك اين روز، آن بود كه طي تشريفاتي به كوه و دشت رفته و گياهان ويژه اي را كه خواص دارويي داشت مي كندند تا در طول سال مورد استفاده قرار دهندو هم چنين تهيه شيره ها و روغن هاي نباتي و ساقه ها و چوبها و برگ هاي سوزاندني كه بوي خوش پراكنده و گندزدا باشند در اين روز انجام مي شد. همچنين زرتشتيان در اين روز از كشتار حيوانات سودمند و گوشت آنان خودداري مي نمايند و برخي نيز در تمام روزهاي بهمن ادامه مي دهند. اين جشن حامي مردان درستكار مي باشد.
براي آگاهي از نوشته هاي پيشين
به آرشيو موضوعي(فهرست نوشته ها) مراجعه فرماييد! ![]()
روز آذر از ماه آذر/ نهمين روز از آذر ماه باستاني
3 آذر ماه خورشيدي
برگرفته از بخش دهم كتاب:
پژوهشي در گاه شماري و جشن هاي ايران باستان- پژوهش و نوشته: هاشم رضي- انتشارات بهجت
و تطبيق با مناسبت هاي آذر ماه به نقل از سالنماي راستي

آذر به چم(معني) آتش است و يكي از چهار آخيش(عنصر پاك كننده) نزد ايرانيان باستان است. از آن جا كه آتش بهترين و سريعترين عنصر پاك كننده و گرمابخش مي باشد از زمان هاي قديم مورد احترام بوده است.
در آذر روز(نهمين روز) از ماه آذر به موجب برخورد نام ماه و روز، جشن آذرگان برگزار مي شد. همچنين در اين روز به افروختن آتش در خانه ها به موجب نزديكي و آغاز زمستان نياز مي آمد. ايرانيان در جشن آذرگان مانند ساير جشن ها با لباس آراسته و تميز، پروردگار را سپاس گفته و پس از نيايش به شادي مي پردازند.
پيدايش آتش
يافتن آتش بزرگترين پديده و يافته آدمي است. پيشرفت تمدن انسان مديون آتش است. ايرانيان نخستين بار آتش را در تلاش زندگي يافته اند و گويند كه هوشنگ شاه پيشدادي روزي با همراهان خويش به شكار مي رفته است. بر سر راه خود ماري مي بيند و براي كشتن آن سنگي پرتاب كرده است كه به گفته فردوسي:
نشد مار كشته وليكن ز راز پديد آمد آتش از آن سنگ باز
اين آتش به خار و خاشاك اطراف خود افتاده و فروزان مي گردد!
جشن آذرگان بر همه ايرانيان شاد و فرخنده باد!





براي آگاهي از نوشته هاي پيشين
به آرشيو موضوعي(فهرست نوشته ها) مراجعه فرماييد!![]()
زاغكي قالب پنيري ديد به دهن برگرفت و زود پريد
بر درختي نشست در راهي كه از آن مي گذشت روباهي
روبه پر فريب و حيلت ساز رفت پاي درخت و كرد آواز
گفت: به به چه قدر زيبايي! چه سري چه دمي عجب پايي!
پر و بالت سياه رنگ و قشنگ نيست بالاتر از سياهي، رنگ!
گر خوش آواز بودي و خوش خوان نَبُدي بهتر از تو در مرغان
زاغ مي خواست قارقار كند تا كه آوازش آشكار كند
طعمه افتاد چون دهان بگشود روبهك جست و طعمه را بربود

سروده: حبيب يغمايي
روز مهر از ماه مهر شانزدهمين روز از مهرماه باستاني
10مهرماه خورشيدي
برگرفته از بخش هشتم كتاب:
پژوهشي در گاه شماري و جشن هاي ايران باستان- پژوهش و نوشته: هاشم رضي- انتشارات بهجت
و تطبيق با مناسبت هاي مهرماه به نقل از سالنماي راستي
روز اول را مهرگان عامه و روز آخر را مهرگان خاصه مي گفتند. اين جشن مربوط به فرشته مهر كه در اوستا ميترا به معني نور خورشيد، مهر، محبت، عهد و پيمان مي باشد ناميده مي شد.

روايت است كه فريدون شاه پيشدادي در اين روز به رهبري كاوه آهنگر بر ضحاك ستمگر چيره شد و ضحاك را در كوه دماوند حبس نموده و فريدون تاج پادشاهي بر سرنهاد. فرشتگان در جشن مهرگان به ياري فريدون آمدند و در آخرين روز جشن كه روز رام مي باشد ضحاك در كوه دماوند به زندان افتاد.
فريدون چون شد بر جهان کامکار ندانست جز خويشتن شهريار
به روز خجسته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کياني کلاه
کنون يادگار است از او ماه مهر بکوش و برنج، ايچ منهاي چهر
جشن مهرگان بر همه ايرانيان شاد و فرخنده باد!![]()
![]()