فرهنگي، هنري، تاريخي
|

تاریخ ساخت و بنیانگذار اولیه باغ ارم شیراز، بهدرستی مشخص نیست؛ ولی توصیفهایی از آن در سفرنامههای متعلق به قرن دهم و یازدهم هجری آمدهاست. این باغ تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصا نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛ به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گلها و گیاهان درآمدهاست. در حال حاضر این باغ در اختیار دانشگاه شیراز است! باغ گیاهشناسی آن در اختیار دانشکده کشاورزی! و ساختمان باغ در اختیار دانشکده حقوق قرار دارد!
عمارت وسط، هسته مرکزی این باغ محسوب میشود و جالب توجهترین جنبه باغ است. این عمارت، از سه طبقه، با تزئینات فراوان تشکیل شدهاست.
اتاقهای طبقه زیرین که تقریباً زیرزمین هستند، محلی است برای استراحت در روزهای گرم تابستان. تزئینات این اتاقها، کاشیکاریهای رنگین است. دو طبقه بالایی دارای ستونهایی است که از تخت جمشید الهام گرفته شدهاند.
در پیشانی بنا، دو نیمدایره در دو طرف، و یک تابلو بزرگ در وسط قرار گرفته که از ۳ هلال روی هم تشکیل شدهاست. این تابلو، تصاویری از شاهنامه فردوسی و نبرد شاهان قاجار را نشان میدهد.

باغ ارم شیراز بطور مسلم از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گورکانیان وجود داشته و با توجه به اینکه سیستم فئودالی بطور کامل بر جامعه آن دوره حاکم بوده بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم که باغی ارزشمند بوده، در آن زمان حکام وقت بودهاند. احتمال میرود اتابک قراچه که از طرف احمد سنجر سلجوقی به حکومت فارس منصوب بوده دستور احداث این باغ را داده باشد.
بعد از وی تا جلوس شاه شیخ ابواسحاق اینجو که احتمالاً باغ ارم را در تصدی داشت، اطلاعی از نحوه مالکیت این باغ در دست نیست. شاه شیخ ابواسحاق اینجو در سال ۷۴۲ ه.ق جلوس نموده و در سال ۷۵۷ ه.ق کشته شد.
پس از انقراض سلسله آل اینجو بهوسیله آل مظفر، احتمالاً باغ ارم به مالکیت سلاطین آل مظفر در آمدهاست و در عهد شاه منصور آخرین پادشاه این خاندان که به دست گورکانیان کشته شد، باغ در نهایت آبادانی و شکوه بودهاست. از عصر صفویه به بعد باغ ارم در نوشتههای جهانگردان، آباد و باشکوه توصیف شدهاست.
در عهد کریم خان زند احتمالاً باغ ارم در مالکیت سران سلسله زندیه بوده و مانند سایر ابنیه و باغهای شیراز مرمت یافتهاست.
از اواخر دوره زندیه تقریباً بیش از هفتاد و پنج سال باغ ارم در تصاحب سران ایل قشقایی بودهاست. خاندان جانی خان قشقایی که از دوره فتحعلی شاه قاجار با سمت ایلخانی و ایل بیگی بر ایل قشقایی فرمانروایی میکردند، مدت مدیدی این باغ را در اختیار داشته و از آنجا به عنوان مقر فرمانفرمایی خود در شهر شیراز استفاده میکردهاند.
نخستین ایلخان این خاندان یعنی جانی خان و پسرش محمد قلی خان عمارتی با شکوه در این باغ بنا نهادند. در اوایل دوره قاجاریه بعضی از سران ایل قشقایی که مالکین سابق باغ ارم بودهاند در گوشهای از این باغ به خاک سپرده شدهاند که در حال حاضر نشانی از این قبور در دست نیست.
ساختمان عمارت این باغ در دوره ناصر الدین شاه قاجار هنوز مرغوب و قابل توجه بودهاست. در دوره سلطنت ناصر الدین شاه ، حاج نصیرالملک قاجار باغ را از خاندان ایلخانی خریداری نموده و ساختمان فعلی موجود در باغ را به جای عمارت ایلخانی بنا نمود ولی احتمالاً اساس ساختمان قبلی را حفظ کردهاست.
پس از درگذشت حاج نصیرالملک در سال ۱۳۱۱ ه.ق تزئینات بنا و بعضی قسمتهای ناتمام بهوسیله ابوالقاسم خان نصیرالملک، مالک این باغ اتمام یافتهاست.
باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصیرالملک به فرزندش رسید و پس از چندی به یکی از سران ایل قشقایی فروخته شد. سپس به تصرف دولت درآمده و به دانشگاه شیراز واگذار شدهاست. دانشگاه شیراز مدتها به عنوان کاخ پذیرایی از آنجا استفاده مینمود. در سالهای 1345 تا1350 خورشیدی این باغ با اعتبار واگذاری از طرف سازمان برنامه و بودجه و زیر نظر مسئولین وقت دانشگاه، تعمیر اساسی شده و زمین وسیعی نیز در حاشیه بلوار ارم و بلوار آسیاب سهتایی به آن افزوده شدهاست. امروزه باغ ارم همچنان در اختیار دانشگاه شیراز میباشد و در حقیقت به تمام مردم تعلق دارد.

متن برگرفته از: دانشنامه آزاد ویکی پدیا
در فرهنگ ایران باستان, جشن به معنای ستایش و نیایش خداوند است. در گاهنماي باستاني سال دوازده ماه و هر ماه سي روز بوده که هر روز نیز نام ویژه ای داشته است. در هر ماه که نام روز با نام ماه برابر بود, آن روز را جشن می گرفته اند.
براي آگاهي بیشتر از چگونگي گاهشماري در ايران باستان
اينجا کليک کنيد: (گاه شماري در ايران باستان)
با کلیک بر روی عکس ها از جشن های ایرانی آگاهی یابید!

باغ شازده (شاهزاده) یکی از زیباترین باغهای تاریخی ایران محسوب میشود. این باغ در حدود ۴ کیلومتری شهر ماهان و در دامنه کوههای تیگران واقع شده و مربوط به اواخر دوره قاجاریه میباشد.

این باغ به دستور عبدالحمید میرزا ناصرالدوله حاکم کرمان طی یازده سال حکمرانی وی (١٢٩٨ ه . ق تا ١٣٠٩ ه. ق) ساخته شد و با مرگ وی نیز بنای آن نیمه تمام رها شد. گفته میشود وقتی خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان میبرند، بنّایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که در دست داشته محکم به دیوار کوبیده و کار را رها کرده و فرار نموده است. به همین علت جاهای خالی کاشیها را بر سردر ورودی میتوان دید. تاریخ بنای باغ ۱۲۷۶ خورشیدی است.

این باغ از نمونه باغ تخت های ایرانی است و در زمینی مستطیلی شکل به مساحت پنج و نیم هکتار بنا شده و دارای سردر ورودی بسیار زیبایی است. بناهای باغ عبارتند از كوشك اصلی يعنی سكونتگاه دائمی و يا فصل مالك كه در انتهای فوقانی باغ قرار دارد. سردر خانه در مدخل باغ به صورت بنايی خطی جبهه ورودی باغ را اشغال كرده و در دو طبقه بنا گرديده است. طبقه فوقانی دارای اطاقهايی است كه برای زندگی و پذيرايی پيش بينی شدهاند. ساير بناهای خدماتی باغ از حصار اصلی استفاده نموده و به صورت ديواری مركب بناهای مختلف خدماتی را در نقاط مناسب در خود جا داده است. این باغ علاوه بر سردر، شامل عمارت شاهنشین و حمام نیز میباشد. در حال حاضر قسمت شاهنشین، به یک رستوران تبدیل شده و توسط بخش خصوصی اداره میشود.

در این باغ درختان میوه متنوعی به چشم می خورند و در جلوی عمارت هم حوضها و فوارهها آبنمای زیبایی را تشکیل دادهاند. منبع آب باغ رودخانه کوچک تیگران است.

متن برگرفته از: دانشنامه آزاد ویکی پدیا
۷ آبان ماه برابر با بيست و نهم اكتبر، روز جهاني كوروش بزرگ نام گذاري شده است. اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است. ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
در سال 1285 خورشيدي(1879ميلادي) فردي كلداني به نام هرمز رسام از اعضاي گروه كاوش انگليسي كه در ميان دو رود (بين النهرين) به اكتشاف اماكن باستاني منطقه ياد شده مشغول بودند لوحي گلي را يافتند كه به خط و زبان بابلي نو، نوشته شده بود. در آن هنگام اينگونه فكر شد كه لوحي متعلق به يكي از پادشاهان بابلي يافت شده است اما بعد از ترجمه آن متوجه شدند كه نوشته ياد شده به دستور كوروش بزرگ پادشاه هخامنشي و پس از فتح بابل نوشته شده است. اين لوح كه متاسفانه بخش عمده اي از آن از بين رفته است حاوي نكات بسيار مهمي از موضوعات تاريخي است كه درستي آنها پس از مراجعه به كتاب هاي تاريخي و مذهبي نظير تورات و انطباق با آنها اثبات شده است يكي از دلايل اصلي شهرت و نيك نامي كوروش مطالبي است كه در همين لوح گلي آمده است و مقايسه آنها با مندرجات كتيبه هاي پادشاهان آشوري و بابلي سال هاي نزديك به فرمانروايي كوروش دقيقا اخلاق خوب و منش نيك كوروش را مي نماياند.

بر گرفته از كتاب: «ترجمه كتيبه هاي هخامنشي»
نوشته آقاي محمد كاظم توانگر زمين
ناشر: فاتحان راه دانش مرودشت
متن زير فقط ترجمه لوح گلي ياد شده است كه به عنوان نخستين منشور حقوق بشر(منشور حقوق بشر كوروش) ناميده شده است كه بدليل تخريب قسمت هاي از لوح، واژه ها و عباراتي از بين رفته است كه در ترجمه به صورت نقطه چين آمده:
...
...همهی جهان.
...مرد ناشایست فرمانرواي كشورش شده بود
...او آيين گذشتگان را از بين برد و كارهاي نادرست به جاي آن گذاشت
...او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از انجام نمي شد ... هر روز کارهاي ناپسند او چون خشونت و بد رفتاري تكرار مي شد
او اعمال ... روزانه را سخت کرد و با قوانين بد به دخالت در زندگي مردم پرداخت و مردم را ناراضي و ناشاد کرد. او پرستنده خداي بزرگ {مردوک} نبود
او زندگي را بر مردم سخت کرد و آنها را آزار مي داد. کارهاي نارواي او ... همگان را به سمت نابودي سوق مي داد.
دادخواهي مردم باعث ناراحتي (انليل) خداي بزرگ شد... و ايزدان آن سرزمين رفتند.
مردم از خداي بزرگ درخواست کردند که به حال مردم که رو به روز وضعشان خرابتر مي شد توجه کند. اراده مردوک خداي بزرگ بر آن شد که ايزدان به بابل برگردند
مردوک به حال مردم سرزمين(سومر) و (اکد) که درحال از بين رفتن بودند نظر لطف و عنايت کرد.
مردوک به همه کشورها در جستجوي فرمانروايي دادگر که او را ياري دهد نظر کرد.
و نام کوروش پادشاه (انشان) را خوانده و او را به نام پادشاه جهان ياد کرد.
او سراسر کشور (گوتي) و (ماد) را به کوروش داد و او در همه جا به دادگري پرداخت.
کوروش به راستي و دادگري کشور را اداره مي کرد. مردوک خداي بزرگ از کرداد و انديشه نيک اين پشتيبان مردم شاد و خرسند بود.
بنا بر اين کوروش را به حرکت به سوي بابل برانگيخت و دوشادوش او همچون ياوري گام برداشت.
لشگر بزرگ او همچون آب رودخانه اي بزرگ و مسلح به انواع جنگ افزارها در کنار او بودند.
مردوک اراده کرد تا کوروش بدون جنگ و خون ريزي به شهر بابل وارد شود و بابل از هر بلايي در امان باشد و (نبونيد) شاه را به کوروش سپرد.
مردم بابل و تام سرزمين سومر و اکد و همه فرمانروايان مناطق به فرمان کوروش درآمدند و از پادشاهي او خوشحال شدند و با روي باز و شاد به او تبريک گفتند.
مردم به اميري که آنها را از چنگال مرگ و ناراحتي نجات داد شادباش گفتند و به زندگي اميدوار شدند، همه ايزدان به ستايش و گرامي داشت نام او پرداختند.
من کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل ، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش،شاه انشان، نبيره (چيش پيش) شاه بزرگ انشان هستم.
من از خانداني هستم که هميشه شاه بوده اند و فرمانروايي آنها با (بل) و (نبو) گرامي داشته و با خرسندي قلبي پادشاهي او را خواسته اند.
آن هنگام که بدون پيکار به بابل در آمدم، مردم با خوشحالي به پيشوازم آمدند، در کاخ پادشاهن بابل بر تخت شاهي نشستم.
به اراده مردوک دل پاک مردم بابل خواهان من شدند...چون من او را گرامي داشتم.
سپاه بزرگ من بدون آنکه به مردم بابل رنج و صدمه اي وارد شود، وارد بابل شد.
من از ديدن وضع بابل و جايگاه هاي مقدسش ناراحت شدم... من براي برقراري صلح کوشيدم. نبونيد با مردم درمانده بابل چون بردگان رفتار مي کرد کاري که اصلا سزاوار نبود.
من برده داري را برانداختم و به بدبختي هاي آنان پايان دادم. به فرمان من همه مردم در پرستش خداي خود آزاد شدند و کسي آنها را نيازرد و هيچکس به حق مردم دست درازي نکرد. مردوک از رفتار من خشنود شد.
مردوک به من که ستايشگر او هستم و به کمبوجيه پسرم و به سپاهيان من برکت داد. ما همه در صلح و دوستي و به شادي او را ستوديم. به فرمان اوست که همه پادشاهان بر تخت پادشاهي نشسته اند.
همه پادشاهان جهان، از درياي بالا تا درياي پايين و تمام سرزمين هاي دوردست و همه پادشاهان (آموري) حتي چادر نشينان به من خراج دادند و در بابل به من شادباش گفتند. همه از ...تا آشور و شوش.
من شهرهاي (آگاده)(اشنونا)(زمبان)(متورنو)(دير) سرزمين گوتي ها و همچنين شهرهاي آن سوي دجله را که ويران شده بود از نو ساختم.
فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته بودند دوباره باز کنند و احترام ايزدان را به جاي آورند. تمام مردماني را که آواره شده بودند به جاي خود بازگرداندم و خانه هاي ويران آنها را دوباره ساختم.
و نيز پيکر ايزدان سومر و اکد را که نبونيد بر خلاف نظر مردوک به بابل آورده بود با خرسندي و براي رضايت مردوک به نيايشگاه هاي مردم بازگرداندم.
اميدوارم که همه دل ها شاد شوند، اميدوارم که همه ايزدان که جايگاههاي آنها را احترام کردم هر روز در پيشگاه خداي بزرگ زندگاني دراز را برايم آرزو کنند و آرزوي برکت براي من داشته باشند و مراتب احترام کوروش شاه و پسرش کمبوجيه را به مردوک اعلام کنند.
بدون شک مردم بابل با اين اقدامات شاه را گرامي داشتند. من براي همه جامعه اي پر آرامش آماده کردم و دوستي و مهر را به تمام مردم هديه دادم.
...
...
...
...
... باروي بزرگ شهر بابل را استوار ساختم...
...ديوار آجري خندق شهر را که پادشاهان گذشته که مردم را برده کرده بودند نساخته بودند... تمام کردم.
دروازه هايي بزرگ با درهايي از چوب سدر و روکش مفرغ براي آنها گذاشتم...
...
...
...براي هميشه

روز جهاني كوروش بزرگ شاد و همايون باد![]()
روانش شاد و يادش گرامي![]()

این گنبد هشت ضلعی تماما از سنگ است و عرض پی آن نیز در پایه به 3 متر می رسد. در هشت طرف آن هشت در بعرض 2متر قرار گرفته که اخیرا برای مستحکم ساختن بنا و جلوگیری از تخریب آن درگاهها را با سنگ مسدود کرده اند و فقط یکی را باز گذاشته اند. قسمت بالای گنبد از آجر ساخته شده است و معلوم نیست که آیا روی گنبد کاشی بوده یا نه! در داخل گنبد گچبری ها و تزئین کاریهایی وجود داشته که قسمت بالا ریخته و قسمت پائین را تخریب کرده است. از تاریخ بنا و منظور از ساختمان این گنبد مطلبی ذکر نشده! سِر پرسی سایکس در کتاب هشت سال در ایران می نویسد: از قبرستان که رد می شوید یک ساختمان هشت ظلعی سنگی خواهید دید که گنبدی به شکل دو هلال برآن قرار گرفته و قطر داخل آن 18 فوت و هر طرفی نیز 18 فوت و نوک آن آجری و پایان آن دایره می باشد. این محل را جبلیه می نامند و تنها ساختمان سنگی کرمان همین گنبد جبلیه است.
ایرانیان معتقدند که این محل مقبره یکی از زرتشتیان بوده و برخی نیز عقیده دارند که مزار سید محمد تباشیری است. ولی نسبت اخیر را در بعضی نقاط تکذیب می کنند. بدیهی است در زمانی که این قبرستان را ویران کرده اند سنگ این مقبره را برداشته اند و برای نمایی بکار برده اند برخی این گنبد را متعلق به سلجوقیان می دانند. ولی این ادعا درست نیست! از سبک معماری آن نیز استنباط می شود بنای یادشده مربوط به اواخر دوره ساسانی بوده که پس از آن تعمیر و مرمت شده است و یا اینکه پس از آن با الهام از معماری ساسانی بنا گردیده است.
متن برگرفته از: دانشنامه آزاد ویکی پدیا